بلارت ۲ : تحت تعقیب: مرده، زنده یا هردو

 

نویسنده: دومینیک بارکر

مترجم: مسعود ملک یاری

ناشر: هوپا

26,000 تومان

بلارت ۲ : تحت تعقیب: مرده، زنده یا هردو

26,000 تومان

بلارت ۲ اثر دومینیک بارکر / انتشارات هوپا

بلارت یک بار دنیا را نجات داده. تا اینجا که مشکلی نیست. نه؟

او رفته کنجی با گاوهایش زندگی می کند و کاری به کار کسی ندارد. ولی دوباره زندگی اش قاراشمیش می شود.

 

بلارت 2

بلارت ۲ – نشر هوپا

قسمتی از کتاب:

بلارت خواب می دید که با گاوهایش در باغستان می دود، همه چیز هم در دنیا رو به راه است.

ناگهان صدای وحشتناکی درآمد و در اتاق خرد و خاکشیر شد.

بلارت راست در تختش نشست.

مرد هیکلی لندهوری با شمشیر در آستانه ی در ایستاده بود.

از قرار معلوم همه چیز در دنیا رو به راه نبود.

آقای لندهور با صدای کلفتی نعره زد: “اون دختر خانم لباس قرمزی کجاست؟”

اوتر در آمد: “ما اینجا دختر خانم لباس قرمزی نداریم.”

آن صدای نکره که از حلقوم آن شمشیرزن گنده بک شنیده می شد، درآمد:

“من اومدم جلوی یک ازدواج ناخواسته رو بگیرم. اومدم نجاتش بدم.”

کاپابلانکا گفت: “اوتر! چه غلطی کردی باز؟”

اوتر جواب داد: “اون معامله خیلی خوب بود رفیق. ما تف کردیم کف دست هامون و با هم دست دادیم.”

آقای لندهور با صدایی که زهره آب می کرد، گفت: “ساکت! دختر خانم لباس قرمزی رو تحویل بده، این آخرین فرصته.”

اوتر با اصرار گفت: “باور کن ما اینجا دختر لباس قرمزی نداریم. اشتباه به عرضا رسوندن.”

آقای لندهور نعره زد: “به من دروغ نگو! می دونم که یه نفر تو این اتاق، همین امشب قرار ازدواج اون دختر معصوم رو با موچ گذاشته و از پدر موچ پول گرفته.

من اومدم نجاتش بدم.”

بلارت که همیشه نجات جان خودش در راس امور قرار داشت، درآمد: “من نبودم، این بود!”

آقای لندهور به تخت اوتر نزدیک شد.

اوتر که دست و پایش را گم کرده بود، من من کنان گفت: “عجله نکن. من مطمئنم که سوءتفاهم شده.”

آقای لندهور شمشیرش را بالا برد.

بلارت پیش خودش گفت که این انصاف نیست و آقای لندهور نمی تواند در این تاریکی اوتر را به دو شقه ی مساوی تقسیم کند.

وزن 500 g
نویسنده

دومینیک بارکر

مترجم

مسعودملک یاری

چاپ اول

1397

شابک

978-600-8869-02-3

ناشر

هوپا