کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب جلد هفتم
کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب جلد 7، شامل قصه های از گلستان و ملستان است. گلستان همان کتاب سعدی است. سعدی حدود ۷۰۰ سال پیش از ما زندگی می کرد. سعدی کتاب گلستان را وقتی نوشت که بسیار با تجربه و سرد و گرم چشیده بود و می خواست تا حاصل تجربه ها و دیده ها و شنیده های خود را در کتابی خواندنی و ماندنی بنویسد.
چیزی نگذشت که گلستان در همه جهان مشهور شد. اما منظور از ملستان، کتاب خاصی نیست و منظور آثاری شبیه گلستان است. این کتاب یکی از 8 جلد مجموعه کتابی است که میتوانید در صفحه خرید اینترنتی کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب سایر جلدها را نیز بررسی و در صورت نیاز خرید نمایید.
مهدی آذریزدی این کتاب کودک را نوشته است. گدای نابینا و دزد بینوا، شمردن موی ریش، فریب روباه، همنشین بدنام، حساب سرنوشت، لوطی انتری و جدال عمو علی و داش علی، آزادی و آزادگی، مردی که یکی را دوتا می دید، جاهلانه، عاقلانه، چوب کبریت، شیر یا خط، پسر سبزی فروش، مکتب پالان دوز، از جمله قصه های این کتاب است. این کتاب در رده کتاب 9 تا 12 سال قرار می گیرد.
از مجموعه کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب علاوه بر قصه های گلستان و ملستان اثر مهدی آذریزدی میتوانید کتاب زیر را نیز بخوانید:
کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب جلد هشتم: قصه های چهارده معصوم
بخشی از کتاب قصه های گلستان و ملستان
در ابتدای یکی از داستان های کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب جلد 7 می خوانیم:
«روزی بود، روزگاری بود. میان دو شهره جابلقا و جابلسا یک آبادی کوچک بود که دو حاکم جابلقا و جابلسا بر سر آن اختلاف داشتند این یکی می گفت این آبادی جز جابلقاست. آن یکی میگفت جزو جابلساست. سال ها بر سر تصرف آن گفت و گو داشتند و چون هر دو هم زور بودند و هر دو از یکدیگر حساب می بردند مسئله حل نمیشد. یک روز حاکم جابلقا به حاکم جابلسا پیام داد که من فکری کردم خیلی عادلانه.
دلم می خواهد همدیگر را ببینیم و قضیه را حل کنیم. حاکم جابلسا گفت: یکدیگر را ببینیم، خیلی خوب ولی چه کسی باید پیش دیگری حاضر شود؟ من از تو می ترسم تو از من. و ممکن است کلکی در کار پیدا شود. چرا فکر عادلانه را نمی نویسی و نمی گویی تا من هم آن را بسنجم؟
حاکم جابلقا پیام داد: نوشتن و گفتن حرف را به دهان این و آن میاندازد و مخالف و موافق پیدا میکند و سلیقههای مردم خیلی با هم تفاوت دارد و دوست و دشمن نمی گذارند کار را یکسره کنیم. بهتر است دو نفری در این جلسه تصمیم بگیریم و عهدنامه را امضا کنیم و آسوده شویم. به نظر من بهترین راه دیدار هم این است که ما هر دو با گروهی از یاران خود از شهر خارج شویم و به طرف یکدیگر بیاییم. هر جا که به هم رسیدیم همراهان خود را نگه داریم و دو نفری در میانه بنشینیم و حرف بزنیم….»
ادامه قصه را در کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب جلد 7 بخوانید.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.